گلبرگ مغرور

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی، ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.

 من آن خاکم به زیر پا، ولی مغرور مغرورم، به تاریکی منم تاریک، ولی پر نور پر نورم

اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم

اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم

من آن دردم که هر جایی پی مرحم نمی گرده

چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه

من آن عشقم که با هرکس سر سفره نمی شینه

من آن شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه

اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمی بندم

اگه بارون پربارم به صحرا دل نمی بندم

/ 4 نظر / 25 بازدید
نجم الدین دانیالی شهاب شریفی +

[لبخنند سیزی ساغ اولاسوز باخدیقجا ارتیخ سئویندوک [گل][گل]

سید شهابالدین شریفی ال هاشم

دوست عزیزم شعر زیبایت را خواندم هنر مندانه بود.سعی کنید به وزن وقافیه بیشتر دقت شود . متشکرم شهاب ا در حسرت نگاه صمیمانه ات هنوز اندرز های خاکی ما غبطه می خورد

سید اقدام حیدری

سلام اده او شاهبا د گدیب شومالدا چوخ دانیشما [چشمک]

همکلاسی

اینم شد مثل اون قضیه قدیمی ( اولان سیناپس)