شهدای والا مقام روستاهای آلهاشم علیا و سفلی

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست   منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

بسم رب الشهدا

شهدای والامقام آل هاشم با آمار 14 معصوم علیه السلام مساویند:
1.خلبان شهید سید ابراهیم احمدی
2.سید بابا علوی
3.سید لسان الله شریفی
4.شهید سید فراهم اسدی
5.سید عبدالغفار داوودی
6.سید هادی داوودی
7.سید فرهود منصوری
8.سید عادل منصوری
9.سید صدرالدین فاضلی
10.شهید شیرالله عموزاده
11.سید لیسان موسوی
12.شهید اسماعیل میکاییلی
13.سید وصی الدین نجیبی
14.شهید سید ....... سجادی

 


شهید سید لسان الله شریفی آلهاشم

نام : سید لسان الله

نام خانوادگی : شریفی آلهاشم

 نام پدر: سید حکیم اله

محل تولد: روستای آلهاشم علیا

 تاریخ تولد: 1336

تاریخ شهادت: 17 / 01 / 1362

 نوع عضویت   : بسیجی

محل شهادت: فکه

 زندگینامه

شهید سید لسان الله درخانواده فقیراما متدین ومعتقد به اسلام واهل بیت عصمت وطهارت قدم به عرصه ی گیتی نهاد. هنوزطفل بود که مادرش را ازدست داد ودرنزد پدرش تا حد خواندن ونوشتن درس خواند. برای گذراندن زندگی به کشاورزی وزراعت وکارگری پرداخت. ازنظراخلاقی شهید مهربان، ساده ، بی ادعا کم سخن بود ..وی ایمان واقعی به خدا داشته ،و  پاک دامن بود. پس ازپیروزی انقلاب اسلامی وهنگامی که کشوراسلامیمان مورد تاخت وتاز دشمنان بعثی قرارگرفته بود، به عضویت بسیج درآمد. سه بارداوطلبانه به جبهه اعزام شد . گویی که عشق جبهه با خون وی پیوند وسرشته شده بود درسومین باراعزام خود به جبهه بود که درعمیات والفجر درتاریخ 1362/1/17 دعوت حق را لبیک گفته وبه لقاءالله پیوست.

 

**************************************************

 


شهید سید صدرالدین فاضلی آلهاشم

نام : سید صدر الدین

نام خانوادگی : فاضلی آلهاشم

 نام پدر : سید کامل

 محل تولد :روستای آلهاشم علیا

 تاریخ تولد : 1337

تاریخ شهادت : 26 / 02 / 1362

 محل شهادت : منطقه شمال  فکه

نوع عضویت :  بسیجی

 زندگینامه

شهید به سال 1337 در یک خانواده متدین و مذهبی در روستای آلهاشم از توابع بخش مر کزی  خلخال  دیده به جهان گشود . دوران کودکی خود را در محیط پاک روستا در دامن پر مهر و محبت والدین سپری نمود و تحصیلات خود را تا حد خواندن و نوشتن ادمه داد.و ی علاقه خاصی به قرآن  و انقلاب  اسلامی ایران داشت . به شغل جوشکاری می پرداخت و از شهید یک فرزنددختر بیادگار مانده است. علاقه وافر اوبه انقلاب، باعث اعزام به جبهه بعنوان بسیجی داوطلب می گردد و پس از مبارزات شجاعانه و دلیرانه خود با دشمنان اسلام و قرآن در مورخه 1362/2/26 در منطقه عملیاتی فکه به درجه رفیع شهادت نائل آمده و به لقاء الله می پیوندد ..

روحش شاد و راهش پررهرو باد

**************************************************

 


شهید سید فراهم اسدی آلهاشم

نام  :  سیدفراهم

نام خانوادگى : اسدى آلهاشم

 نام پدر :  سید اسکندر

 محل تولد : روستای آل هاشم علیا

تاریخ‌تولد : 9 / 05/ 1349

تاریخ شهادت  : 9 / 11 / 1365

 محل شهادت : شلمچه

 زندگینامه

شهید سال 1349 در یک خانواده متدین در روستای آل هاشم علیا از توابع بخش مرکزی خلخال دیده به جهان گشود .دوران ابتدائی خود را در زادگاهش به پایان رسانید وپس از آن همراه خانواده اش به شهر خلخال مهاجرت نمود . در دوره راهنمائی ثبت نام کرد. شهید ضمن تحصیل ،جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب در پایگاه مقاومت شهید محرم اسدیان فعالیت چشمگیری داشت . وی درسال 65 از طریق بسیج با کاروان سپاهیان محمد (ص) به سوی جبهه شتا فت و سرانجام در تاریخ 1365/11/9 در جبهه شلمچه پیشتاز حمله شد و پیکر جوانش آماج گلوله های خصم شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

 وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

"الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اولئک هم الفائزون" . سوره توبه، ى 20.

خدایا! این بنده گناهکار که بار خودم گناه است ،که به سوى تو مى آیم. امیدوارم که در اولین وهله مرا ببخشى و بار گناهان را از دوشم بردارى و مرا آزاد سازى، تا اینکه این بنده گناهکار بتوانم در آخرت سعادتمند گردم.

وصیتم به برادران و خواهرانم این است که، راه مرا ادامه بدهند. راه من راه حق و راه پیامبران و امامان و ائمه معصومین و آن راهى که خداوند فرموده بود، رفته ام و امیدوارم که ادامه دهندگان راه من بوده باشید . آن کارتان توانسته باشید راه مرا ادامه داده باشید . تنها وصیتم است است که برادران وخواهران دینى ، فقط نمازها را بپا دارید و از نماز دست برندارید چرا این که این نماز است که انسان را به سعادت مى رساند.

وصیتم به مادرم این است که مادرجان! در اولین فرصت از تو حلالیت مى طلبم ،که تو خیلى زحمتها کشیده اى و مرا بزرگ کرده اى و در این زمان من شما را خیلى آزرده خاطر کرده بودم و حالا امیدوارم که مرا حلال کنید.

وصیتى که بر پدرم دارم این است که، اى پدر عزیزم ؛ شما هم مرا ببخشید و حلال کنید. وصیتى که به شما دارم این است که برادران کوچکتر از خودم را بر نماز وادارى .آنان را چنان تربیت دهى که اسلام آنها را قبول کند .ماها که همین طور به دنیا آمده ایم و با بار گناه سنگین از دنیا مى رویم و امیدوارم که شما آن برادرانم را چنان تربیت دهى که خداوند آنها را قبول کند و نماز را بپا دارند که پیامبران و امامان و همه ائمه معصومین همگى ما مسلمانان را به آن سفارش کرده اند بپا دارند و از فرمان آنان سرپیچى نفرمایید.

پدرم وصیت مى کنم که ، در مصیبت که نمى توان گفت زیرا که من خودم گناهکار بودم و در داخل نعمتهاى خداوند غرق بودم نتوانسته ام انجام وظیفه نمایم و وظیفه خودم را در مقابل خدا انجام دهم و در این موقع از دنیا مى روم و به جبهه حق علیه باطل مى شتابم، خیلى خوشحالم که در این جبهه از جان خود گذشتم که زودتر بروم و از گناهانم کم باشد تا اینکه در آن دنیا کمتر در آتش بسوزم . وصیت مى کنم در مصیبت من کمتر عزادارى کنید براى این که دلهایتان آرام گیرد . در روبروى دشمن گریه و زارى نکنید ، براى این که ناراحتى شما موجب شادى دشمن خواهد شد.

در ضمن این جانب شهید سید فراهم اسدى بر چند تن از دوستان خود که آنان با من رئوف و مهربان بودند قرض داده بودند. از این لحاظ وصیت مى کنم  این پولى که در داخل وصیت نامه است ، به آنها بدهید. در اول به آقاى جمشید رضازاده 90 تومان مقروض هستم و هم این که به آقاى انوش حیدرى 20 تومان و به آقاى رهبر ابراهیمى که دوست در مدرسه بودیم، مقروض هستم آنها، را بدهید.

دیگر عرضى ندارم.  والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

                      سید فراهم اسدى 65/2/10

*****************************************************

 

شهید سید وصی الدین نجیبی آلهاشم

نام : سید وصی الدین

نام خانوادگی : نجیبی آلهاشم

 نام پدر : سید عین الدین

محل تولد : خلخال - روستای آلهاشم سفلی

 محل شهادت : جزیره ی مجنون (عملیات  خیبر )

 تاریخ تولد : 1348

 تاریخ شهادت: 24 / 12 / 1362

 زندگینامه

الذین آمنوا وهاجرووجاهدوا فی سبیل الله به اموالهم وانفسهم اعظم درجه عندالله واولئک هم الفائرون.  ( قرآن کریم)

ای خوشا با غرق خونین درلقا یاررفتن*سرجدا پیکر جدا درمحفل دیداررفتن

سید وصی الدین نجیبی درسال 1348 دریک خانواده روستایی چشم به جهان گشود و از همان آغاز زندگی با اسلام پرورش یافته و احکام عالیه اسلام را سرلوحه ی زندگی خویش قرار داده و با تمام وجود به اسلام انس گرفت . عاشق دلباخته خاندان عصمت وطهارت بود درمجلس و محافل مذهبی و عزاداری برای ابا عبدالله حسین (ع) شرکت فعال می نمود درنتیجه مورد تشویق خانواده وبستگانش قرارگرفته زندگی و مرگ حسین (ع) را سرمشق خویش قرار داده وآرزویش بود که حسین وار باشد و حسین وار از دنیا رود. وی از 6 سالگی که مشغول به تحصیل شد از ذوق و استعداد سر شاری برخور دار بود و یکی از با استعدادترین شاگردان مدرسه به حساب می آمد . آخردوره تحصیلات ابتدایی اش مصادف شد با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران . ازاینکه نوجوانی پرشور ومذهبی بود خیلی زود انقلاب را درک کرده , به عظمت انقلاب و رهبریت الهی گونه اش پی برده ودرهمان اجتماع کوچک مدرسه روستا شروع به مبارزه علیه حکومت ستم شاهی نمود و خالصانه برای پیروزی انقلاب تلاش می کرد اولین حرکتش نوشتن شعار و پاره کردن عکسهای طاغوتی و جایگزین کردن عکسهای رهبرانقلاب بود سعی میکرد دوستانش را از متن انقلاب آگاه سازد و رژیم فساد گذشته را افشاگری کند .

ازقول مادرش : ایشان دوبار جبهه رفته به مرخصی نیامدند و هر دفعه تا آخر وقت در جبهه بودند ازقول دوستانش می گفت بنده شهید می شوم به مادرم  بگوئید ناراحت نباشند به دوستانش وآشنایان می گفت که حتما" شهید خواهم شد.

 وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خدایى که در دنیا به همه و در آخرت تنها به مومن رحم مى کند. اینجانب سید وصى‌الدین نجیبى به شماره شناسنامه 3 تاریخ تولد 1348 وصیت خود را به برادرانم اعلام مى دارم.

برادرانم شما بهتر مى دانید که انسان یک بار به دنیا آمده و یک بار از دنیا خواهد رفت. این از دنیا رفتن انسان چه دیر چه زود حتما پیش خواهد آمد و خدا هر کس را لایق شهادت بداند مى میراند هر کس که خدا را جستجو کند خدا او را جستجو مى کند و هر کس را خدا دوست بدارد مى میراند. مرگ سرخ با این مرگها فرق دارد. مرگ سرخ مرگى است که براى هر کس نصیب نمى شود و خدا هر کس را دوست بدارد نصیبش مى کند. برادرانم اگر من لایق شهادت در راه خدا باشم شهید مى شوم. چون تمام عمرها در نزد خداست صلاح با خداست. اگر با کشته شدن ما به اسلام کمک کند خدا ما را بکشد و اگر زنده ماندن ما به نفع اسلام است خدا حتما ما را زنده نگه خواهد داشت.

برادرانم اگر من شهید شدم براى شما مسئولیت زیاد مى آید چون اگر با کشته شدن من شما بى‌تفاوت بنشینید خدا ما را شهید نخواهد کرد. وقتى شهید شدم باید راه من که راه خداست این راه را ادامه داده و شما هم شهید بشوید. این مرگ افتخار است.

برادران، و مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانى شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهاى نیستى او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند.

آرى شهدا شمع محفل بشریتند سوختند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک مى ماند هیچ دستگاهى نمى توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه بدهد.

شهادت به حکم این که عملى آگاهانه و اختیارى است و در راه هدفى مقدس است و از هر گونه انگیزه مادى منزه و مبراست، تحسین انگیز و افتخارآمیز است و عملى قهرمانانه تلقى مى شود. در میان انواع مرگ و میرها تنها این نوع مرگ است که از حیات و زندگى برتر و مقدس تر و عظیمتر و فخیمتر است.

پدرم و مادرم و برادران من نمى گویم که در شهادت من گریه نکنید. گریه بر شهید شرکت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست و هیچ گونه نگران من نباشید و از شهیدشدنم ناراحت نباشید بلکه شما اگر مى خواهید من از شما راضى باشم راه شهدا را انتخاب کنید.

برادران و پدرم و مادرم من این راه را انتخاب کردم که منتظر من نباشید چون نرفتم که زنده برگردم رفتم با کفر مبارزه کنم و بکشم اگر نتوانستم بکشم کشته شوم. وصیت مى کنم که مادرم هر وقت به یادت افتادم مجلس قاسم بر پا نمایید و هرگز مگویید که فرزند من به مقصود نرسید بلکه مقصود من همین بود که رسیدم عالى ترین درجه مقصودهاست. مادرم شما در نزد حضرت زهرا و زینب سلام‌الله علیها سربلند هستى و خواهى بود چون که دو تا هم شهید داده اى. مادر هر موقعى که به یاد فرزند خود مى افتى به یاد فرزندانى باش که بدن پاره پاره آنها را هم مادران ندیدند که توسط مزدوران شرق و غرب در زیر رگبار گلوله هاى دژخیمان شرقى و غربى و داخلى در ایران به دست آنها کشته شده اند و هیچ رحمى به آنها نکردند و حتى در کردستان عده اى از برادران ما را با بى شرمى سربریدند و عده اى را زنده زنده زیر خاک کردند.

بارخدایا من راضى هستم این جان ناقابلم که از همه چیز عزیزتر است فداى اسلام مى کنم . مادرم حلال نما و پدرم حلالم کن و برادران ارشدجان شما خیلى حق دارید از من امیدوارم که مرا حلال نمایید.

وصیت مى کنم که همیشه پشتیبان ولایت فقیه و روحانیت مبارز باشید و به خانواده هاى شهدا احترام بگذارید چون خدا مى فرماید من در خانواده شهید جانشینم هر کس آنها را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر کس آنها را خشمگین کند مرا به خشم آورده است.

مادر همچنان استوار مانند کوهى که به افق سرکشیده سربلند باش که مبادا منافقین از شهادت فرزند تو سوء استفاده کنند که پیش فاطمه زهرا شرمنده شوى و تو اى پدر همچنان شیرى درنده در میان بیشه زار باش که همچنان مى غزد و نعره سر مى دهد که خداى ناکرده دشمن خوشحال شود و بیاید پیش شما و شما را اغفال نماید.

به تمام برادران دینى خود و برادران پاسداران و بسیجیان روستاى آل هاشم وصیت مى کنم که شما وارث اسلحه من هستید نگذارید این اسلحه ها در زمین بماند که شما مسئول هستید نمى توانید جواب بدهید به خداى بزرگ خدا همه را به حساب خواهد کشید و تا آخرین قطره خون خود با دشمنان اسلام سرسازش نگیرید و همیشه گوش به فرمان امام خمینى باشید و من از برادران خود مى خواهم که پدر و مادرم را یارى کنند و او را به صبر و بردبارى دعوت نمایند.

*************************************************

شهید سیدفرهود منصوری

نام  : سيدفرهود

نام خانوادگى  : منصورى

نام پدر :  مرحوم سيد امورالدين

 محل تولد : روستای آل هاشم سفلي

تاريخ‌تولد  :1347/01/05

تاريخ شهادت  :1365/12/04

 محل شهادت : شلمچه

 

 قسمتي از زندگي نامه :

شهيد سال 1347 در يک خانواده متدين و مذهبي در روستاي آل هاشم سفلي از توابع بخش مرکزي خلخال از نسل سرافرازان زمين وشايستگان  تاريخ ديده به جهان گشود . دوران ابتدائي خود را در زادگاهش به پايان رسانيد و به علت وجود مشکلات ترک تحصيل نموده و شغل نجاري را انتخاب کرد. پاکيزگي نيکوکاري و اهميت به فرايض ديني و دلسوزي به محرومان از خصوصيات بارز او بود. در پيروزي انقلاب اسلامي همدوش ملت مبارز ايران در راه پيمائيها شرکت و بعد از پيروزي انقلاب در بسيج ثبت نام وآموزش نظامي ديد و به علت سربازي برادرش و مسئوليت خانواده نتوانست به جبهه اعزام گردد و در پايگاه مقاومت فعاليت داشت ، تا سرانجام دفترچه آماده به خدمت گرفت وقبل از اعزام به خدمت سربازي،  به عنوان بسيجي به جبهه اعزام ودرعمليات والفجر 4 شرکت نمود و براثر اصابت ترکش مجروح گرديد با وجود مجروحيت دوباره در عمليات والفجر 5 شرکت کرده و در تاريخ 1365/12/4 به درجه رفیع شهادت نایل آمد .

 

وصيت‌نامه :

بسم رب الشهداء

وصيت نامه اين حقير، سيدفرهودمنصورى

من در خودم كه لياقت شهادت را نمى ديدم بالاخره خداوند متعال چنين صلاحديد كه شهادت را نصيبم كرد و مرا دعوت به پيش بندگان خود كرد و من از ملت قهرمان ايران و بالاخره ازامت شهيدپرور خلخال كوچكانه تقاضا مى كنم كه تا حدودى كه مى توانند پشتيبان امام شوند و امام را تنها نگذارند.

پس ،  برادران من و تمامى همشهريان ؛ از شما تقاضا مى كنم آنهايى كه مى توانند درجبهه هاى حق عليه باطل بجنگند و به جبهه ها بروند و آنهايى هم كه نمى توانند  ، پشت جبهه را محكم نگهدارند و نگذارند دشمن به ميهن عزيزمان نفوذ كند.  برادرانى كه مى توانند به جبهه بروند نگذارند كه اسلحه هاى ما درزمين بماند و دشمن به ما غلبه بكند.  خداى نكرده اگر دشمن بر ما غلبه كند، آن وقت قرآن و اسلام و اهداف الهى همگى ازبين مى روند.  پس سنگرها را خالى نگذاريد.

وصيت من به پدر و مادرم اين است كه ؛ سياه نپوشند وبسيار گريه و ناراحتى نكنند، كه تا دشمن سوء استفاده بكند.   چون من يك  امانتى بودم كه خداوند مرا به شما داده بود و صلاح دانست كه ازشما بگيرد. پس شما درباره من نگران نباشيد و من در پيش شما بيش از اين امانت نبودم و سفارش من به برادرانم اين است كه راه مرا ادامه بدهند و از خواهرانم خواهش مى كنم كه در حفظ حجاب خود بسيار توجه كنند.

به اميد پيروزى رزمندگان اسلام بركفرجهانى .

خدا يار و پشت و پناهتان باشد. 65/11/22 - سيد فرهود منصورى

*************************************************

 

شهید اسماعیل میکائیلی

نام : اسماعيل

نام خانوادگي : ميکائيلي

نام پدر :  رضوانعلى

محل تولد : روستای آلهاشم سفلی

 تاريخ تولد: : 12 / 06 / 1345

تاريخ شهادت: 23 / 01 / 1362

 نوع عضويت :  بسيجي

محل شهادت : شرهاني

 زندگينامه

شهيد به سال 1345 دريک خانواده مستضعف ومسلمان درروستاي آلهاشم سفلي چشم به جهان گشود .تحصيلات ابتدايي خود را درزادگاهش به پايان رسانيد وبراي ادامه تحصيل دردوره ي راهنمايي به شهرخلخال عزيمت نمود .کلاس دوره ي راهنمايي شهيد مصادف بود با تجاوزات رژيم صدام به ايران ،اين بود که سنگرمدرسه را رها ساخته وعاشقانه به سوي جبهه ها شتافت .درعمليات والفجر مقدماتي يک شرکت کرده وچون عاشق خدا بود مانند حسينيان جنگيد ودرمرحله دوم ازعمليات والفجر 1 درمنطقه شرهاني با آغوش بازشهادت را استقبال کرد وبه جمع شهيدان پيوست.          

روحش شاد وراهش  پررهروباد

وصيت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين

آنان كه در راه ما با جان و مال كوشش مى كنند،  محققا آنها را به راه معرفت و لطف خويش هدايت مى كنيم و هميشه خدا يار نيكوكاران است.

سلام پدرم و سلام مادرم و سلام خواهرم و سلام برادرانم سلام بر شما كه هر لحظه شما با ياد خدا و با كمك به انقلاب مى‌گذرد. عزيزانم از شما مى خواهم كه وقتى من شهيد شدم روى قبرم نام جوان ناكام ننويسيد. چرا كه من به حداعلاى آرزوى خود كه همان جان باختن در راه خداست رسيدم و به راهى كه خداوند انتخاب كرده از حسين گرفته تا حسين زمان ما را از آن راه براى رسيدن به هدف خويش استفاده نموده اند وآن جز جهاد در راه خداوند و مبارزه با ستمگران نيست. جهاد درى است ،از درهاى بهشت و از درهاى رحمت الهى است كه تنها به روى بندگان ويژه خداوند باز مى شود.

بارى من اين راه را آگاهانه و عاشقانه براى زودتر رسيدن به معبود خويش انتخاب نموده و خودم را براى هر گونه از جان گذشتگى و به خون سرخ خود غلتيدن در راه رضاى او يعنى شهادت حاضر نموده ام.

پدران و مادران عزيز ما را از ياد نبريد و پيوسته دعايمان كنيد. اگر چه در اين حمله شهيد نشدم من جانم را در راه خدا گرو گذاشته ام. اگر شهيد شدم ،انشاءالله به سعادت رسيدم و اگر زخمى شدم يا معلول از شما مى خواهم نقطه ضعفى به خود راه ندهيد و مقاوم و استوار همه چيزتان را در راه خدا ايثار كنيد و سلام مرا به رهبرم برسانيد و بگوييد كه تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد.

مادرم همچون زينب تحمل داشته باش كه تحمل 72 شهيد را نمود.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.

از عمر مابكاه و بر عمر او بيفزاى

شب اول والفجر

والسلام عليكم

اسماعيل ميكائيلى

*************************************************

شهید سید لسان موسوی

 

 

نام : سید لسان

نام خانوادگي : موسوی

نام پدر :  سید اژدر

محل تولد : روستای آلهاشم علیا

 تاريخ تولد: : 01 / 01 / 1345

تاريخ شهادت: 09 / 07 / 1361

 نوع عضويت :  بسيجي

محل شهادت : سومار

زندگینامه 

شهيد موسوى در سال 1345 در يك خانواده متدين و مستضعف در روستاى آل‌هاشم خلخال متولد شد. شهيد بزرگوار پس از گذراندن دوره ابتدايى در همان روستا، جهت ادامه تحصيل راهى شهرستان خلخال شد و در مدرسه راهنمايى تحصيلى مولوى مشغول تحصيل گردید . ضمن تحصيل در امور كشاورزى نيز به پدرش كمك مى نمود و او را در اداره امور زندگى خانواده يارى مى كرد.

شهيد جهت پيشبرد اهداف مقدس انقلاب اسلامى به عضويت انجمن اسلامى روستا و بسيج (پايگاه مقاومت شهيد علوى) درآمد. پس از شروع جنگ تحميلى در تاريخ 1361 به نداى پيامبرگونه رهبر انقلابش لبيك گفته راهى جبهه هاى نور عليه ظلمت گرديد و در تاريخ 1361/7/9 به فيض شهادت نايل شد و روح پاكش به سوى ملكوت اعلى به پرواز درآمد.

 

وصيت‌نامه

به نام خدا

ركعتان فى العشق لا يصح وضوئهما الا بالدم.

دو ركعت نماز عشق، جزبا وضوى خون صحيح نيست.

وصيت اينجانب ازجبهه گرم و سوزان اهواز، براى پدرو اهل خانواده ام و خصوصا براى دوستان و هم رديفان خود اين است كه امام را مبادا تنها بگذاريد. هميشه درنماز مخصوصا نماز صبح به امام و رزمندگان اسلام دعا كنيد.

پدرجان هميشه پشتيبان انقلاب اسلامى ايران باش. تنها خواهش من از شما اين است كه در مجلس سوگوارى من فقط خرما احسان كنيد و هيچ گونه ضعف و نااميدى از خود نشان ندهيد.

/ 0 نظر / 25 بازدید